شب ... سکوت ... گریه ...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:10
خط خطی های دوری تو ... اتاقی پر از مچاله های کاغذ درد من از خاطره هاست از لحظه های بی حضور دستهایت عشق فقط یک رویا نیست التهاب لحظه های دلواپسیتچگونه باور کنم چشمانت همرنگ پاییز است در امتداد لحظه
این روزهای من ...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:10
سنگینی دستهای آسمان ابری به روی شانه هایمتصویر سکوت سرد نگاهت ... می پیچد در چشمهای همیشه غمگینم ...این روزهایی که لحظه هایش تداوم و تکرار عذاب است ...دنبال بهانه ای برای دلخوشی ...حتی لبخندی سرد ..
می ﺑﺨﺸﻤﺖ ...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:10
ﻤﯽ ﺑﺨﺸﻤﺖ ...ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﯼﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﻤﺖ ...ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﺩﺍﺩﯼﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﻧﺪﯾﺪﯼﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﺶ ﮔﺮﻓﺘﯽﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻐﻀﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﮐﺸ
مرگ احساس
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
کنارم که هستی زمان هم مثل من دستپاچه می شود.. عقربه ها دو تا یکی می پرند... اما همین که می روی؛ تاوانِ دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم ! جانم را میگیرند ثانیه های بی تو...
ببخش!
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
مرا ببخش اگر ساده بودنم دلت را زد! مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست! میروَم... تا آنانکه تواناترند.. تو را به پوچ بودنت برسانند..!
غم و اشک
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
یهو زندگیتو قشنگ میکنن. . . ! یهو میشن همه ی دلخوشیت. . . ! یهو میشن دلیل خنده هات. . . ! یهو میشن دلیل نفس کشیدنت. . . ! بعد همینجوری یهو میرن. . . ! یهو گند میزنن به آرزوهات
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
چه تدبیر ای مسلمانان ! که من خود را نمی دانم نه ترسا نه یهودم من ، نه گبرم نه مسلمانم نه شرقی ام نه غربی ام نه بری ام نه بحری ام نه از ارکان طبیعی ام نه از افلاک گردانم نه از خاکم نه از بادم نه از آبم
در این بازی
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
در این بازی که بر پا کرده ای خیلی وقت است کنارکشیده ام این روز ها در بازی زندگی قهار شده ام بازی است دیگر برد و باخت دارد باختم؟فدای یک تار مویت توتنها بخند دلی که شکست بردو باخت نمیشنا
تولدت مبارک
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
امروز خورشيد درخشانتر است و آسمان آبيتر نسيم زندگي را به پرواز ميکشد و پرنده آواز جديد ميسرايد امروز بهاري ديگر است در روز تولد مهربانترين در ميلاد کسي که چشمانم با حضورش باراني اس
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای یک کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زن
اسمش نه عشــــــــــــــــــــــق است
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
به سلامتیه كسی كه نمیشناستتاما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه و زیرش نظر میده نه واسه اینکه خوشش اومده واسه اینکه بهت بفهمونه كه تنها نیستی...!!!
پشت سر
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎت ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟
ONTHE LINE!
-
تاریخ: 1397/12/8 ساعت: 1:59
عاشق که باشی رفتن نمی دانی مـــــــی مانی سر حرفت می مانی که گفته بودی تا ته دنیـــــا کنارش می مانی